مادر سلام

سلام مادر

مادر جان  ، وقتی تو را مادر صدا میزنم ، با تمام وجود افتخار میکنم که از نسل تو و از فرزندان تو هستم.

مادر جان  ، وقتی شجره نامه پدرانم را نگاه میکنم و میبینم امام حسین علیه السلام سی و دومین پدر من است از اینکه  از تباری پاک زاییده شده ام به خود افتخار میکنم.

مادر جان  ، وقتی کمی فکر میکنم و میبینم شما ام ابیها ، مادر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ، مادر امامان معصوم علیهم السلام ، مادر رهبرم سید علی و مادر من هستید ، احساس غرور میکنم که از نسل شمایم.

مادر جان  ، وقتی شال سبزم را به دور گردنم میاندازم ، با خودم میگویم ، این سبزی نشانه قداست مادرم فاطمه صدیقه است .

مادر جان  ، نمیدانم با دلهای شیعیان چه کرده ای که بعداز ۱۴۰۰ سال ، وقتی مردم اولاد شما را میبینند ، به احترام شما ، احترامشان میکنند.

مادر جان  ، دعایم کن که قدر این شجره پاک را بدانم و در این دنیا فرزندی شایسته برای شما باشم

فاطمیه و  صاحب عزا

باز ، داغ ياس به خون نشسته مدينه ، در سينه ها ، غوغا و شوري به پا كرده است .

باز ،صداي ناله پاره تن رسول اكرم (ص) از كوچه هاي مدينه به گوش ميرسد.

باز ،باران اشك  براي باريدن در كوچه هاي فاطميه روز شماري ميكند.

و باز خداوند توفيقي نصيبمان كرد تا در روضه هاي او معطر شويم.

كاش مجلسي و روضه اي باشد كه روضه خوانش تو باشي.

صاحب عزا ، بيا و عقده هاي دلت را بگشا و بخوان.

از زبان بابايت اميرالمومنين (ع) بخوان.

واي من و واي من و واي من                     ميخ در و سينه زهراي من

در وسط كوچه تو را ميزدند                       كاش به جاي تو مرا ميزدند